كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
655
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مىكردند سخنهاى درشت فرمود و آخر به حسن اكرام و بذل انعام همه را ممنون ساخته فرمود كه مىبايد كه معتقدات پدر را ترك كنيد و بر طريقهء سنّت و جماعت زندگانى كنيد و اهل علم را محترم داشته و فرزندان را بر تعلّم علم شرعى ترغيب نماييد و ايشان نصايح قبول كردند و حكم همايون از موقف جلال نفاذ يافت كه سادات پيش آن حضرت آمده سپاهيان و مفسدان و بد اعتقادان را به تيغ بىدريغ گذرانيدند و شيخ على بهادر به انتقام پسرش حبى خواجه كه آنجا به قتل آمده بود و اسكندر شيخى به كين پدرش افراسياب و ديگر خويشان او كه درويشان سيد قوام الدّين ايشان را كشته بودند و آمل را گرفته قتل بسيار كردند و سيد كمال الدّين را با متعلّقان در كشتى به خوارزم بردند و فرزندان او سيد مرتضى و سيد عبد اللّه را از سمرقند گذرانيده به تاشكند رسانيدند و چون حكام آمل و سارى هرچه داشتند از ذخاير و نفايس و متموّلان آن ديار و تجّار كه از اطراف بلاد و امصار بدان جا رسيده بودند به استظهار مناعت حصار به قلعه درآورده بودند ، لاجرم غنايمى كه از آن قلعه به ديوان اعلى رسيد نقده هفتصد شتروار نقره بود غير طلا و آلات زر و رخوت از كتان و سقرلاط و غيرها و بعد از آنكه قلعه را به جاروب تاراج پاك روفته بودند تودهء خاك ساختند و در تاريخ فتح قلعهء ماهانه سر اين رباعى ثبت افتاد : رباعى اى آنكه تراست مكرمت خوى و خصال * در قلعهء ماهانه سرت هست سؤال هشت از « مه ذى الحجه » برو تا دانى * تاريخ مه و سال گرفتن به كمال « 1 »
--> ( 1 ) . « مه ذى الحجه » برابر است با 802 كه چون هشت از آن كاسته شود 794 خواهد شد .